جامعهشناسی سینمای امروز ایران در گفتوگوی روبهرو با تقی آزاد ارمکی

همه فضائل را برای نهاد مداحی بر شمردهایم همه رذایل را برای نهاد بازیگری

08 آبان 1395
سینمای بدبخت در ایران آخرین پرده اجتماع است
رو ب‌ رو -

در سینمای‌مان بیشتر غیرایرانی‌بودن را ترویج می‌کنیم

افشاگری کارِ گروه سیاسی و امنیتی است نه کارِ سینماگر

سینمای ایران به بازنگری جدی درباره اخلاق و فرهنگ نیازمند است

تا سینماگر ایرانی مخاطب طبقاتی‌اش را نیابد راه به جایی نخواهد برد

تلویزیون منتقد سینماست و می‌خواهد آن را به خاک سیاه بنشاند تا مخاطب را به سوی خودش بیاورد

 رئوف عاشوری . روزنامه‌نگار:  نسبتِ سینمای ایران و فضای اجتماعی ما چگونه است؟ آیا توانسته به واقعیت‌های موجود جامعه وفادار باشد و آنها را روی پرده بازتاب دهد؟ یا حتی بیشتر که در روند تغییراتِ بلندمدت آن اثر بگذارد؟ راستی تولید فله‌ای فیلم‌های منتقد با سوژه‌های اجتماعی در یکی، دو دهه‌ اخیر از کجا آب می‌خورد؟ اصلا چرا تماشاگران ایرانی این‌همه از چنین فیلم‌هایی استقبال می‌کنند ... اینها و بسیاری سؤالات دیگر سبب شد تا در این پرونده نظر دکتر «تقی آزاد ارمکی»، جامعه‌شناس و استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران را که همیشه نسبتی دقیق با مسائل فرهنگی داشته، درباره سینمای اجتماعی ایران پس از انقلاب جویا شویم ... .

 در جامعه‌شناسی فرهنگ، تأثیر و بازتاب واقعیت سینمایی را در نسبت با واقعیت اجتماعی چگونه می‌شود بررسی کرد؟

بیشترین تلاشی که تاکنون در فضای علمی در این حوزه صورت گرفته، اثبات حقانیت مطالعات سینمایی بوده است. کمتر اقدام جدی در شناخت سینمای ایران و تحولات آن و نوع رابطه‌ای که بین سینما و واقعیت‌های اجتماعی وجود دارد، صورت گرفته است. رساله‌ها، کتاب‌ها و مقاله‌ها بیشتر حول‌وحوش نظام مفهومی بازنمایی و اینکه چگونه این بحث به لحاظ روشی و تجربی قابل پیگیری است، بوده است. بنابراین بر اساس مطالعات انجام‌شده خیلی روشن و دقیق نمی‌توان به سؤال مطرح‌شده پاسخ داد. پاسخ امروز به این سؤال هم بیشتر بر اساس درک و تصور است تا بر پایه جریان تحقیقاتی و توضیح دقیق کمّی. برای پاسخ‌دادن دقیق به این سؤال در ایران با این‌همه امکان و ظرفیت و نیرو و فضا، در دانشکده صداوسیما که دانشگاه هم شده است می‌بایستی این بحث پی گرفته می‌شد. بایستی یکی از عرصه‌ها و حوزه‌های آموزشی و پژوهشی استادان و دانشجویان به این بحث اختصاص می‌یافت؛ اما اینکه چرا صداوسیما و ارشاد نه؟ چون صداوسیما رقیب و مدعی سینمای کشور است تا ارشاد. هرچند سینما با نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سامان می‌یابد؛ ولی مدعی اصلی سینما صداوسیما است. همان‌طورکه مدعی اصلی فیلم‌های تلویزیونی هم وزارت ارشاد است. هریک کار دیگری را می‌کنند. نگاه کنید به تولیدات ارشاد؛ بیشتر آنها برای پخش در سیما مناسب است یا اساسا برای این مقصود تولید شده‌اند. آثار کمی از تولیدات سینمایی کشور برای سینما مناسب است. بیشتر آنها در نهایت برای پخش در شبکه‌های تلویزیونی مناسب است.

آیا بازتاب خشونت یا هر امر اجتماعی منفی دیگری در سینما می‌تواند در نهایت در تکوین و شکل‌دهی جامعه‌ای اخلاقی مؤثر باشد؟

سینما در ایران، اولین نیرو و فضا و نهاد اثرگذار به لحاظ مثبت و منفی نیست. همگامی مسائل مطرح در سینما و جامعه است که حادثه‌ساز است. حرکت‌های اجتماعی چه به شکل جریان‌ها و چه به صورت و شکل آسیب‌های اجتماعی، به‌تنهایی متأثر از فضاهای تولیدشده در سینما نیست. اگر این‌گونه بود که به سادگی می‌شد جامعه را مدیریت کرد و هر نوع نظر و هدفی که مورد نظر دست‌اندرکاران سینما بود، در جامعه محقق می‌شد. جامعه آن‌قدرها هم تابع سینما نیست. این دو با هم پیش می‌روند. بیش از اینکه جامعه بخشی از سینما باشد، سینما بخشی از جامعه است. این است که سینما می‌تواند بازتاب‌دهنده بخشی و صورتی از حیات اجتماعی باشد؛ ولی کمتر می‌تواند جهت جامعه را تعیین کند؛ البته این نوع بی‌تأثیری هم به طور مطلق غلط است. می‌گویم سینما آن‌به‌آن و لحظه‌به‌لحظه و سیاست‌به‌سیاست، نمی‌تواند در ساختنِ جامعه و جهت دادن به آن مؤثر واقع شود. سینما در یک فرایند طولانی، یکی از عوامل مهم پنهان و اثرگذار بر جامعه است، اثرگذاری درازمدت و مهم، ولی پنهان؛ این نوع اثرگذاری با واسطه‌های متعدد صورت می‌گیرد. وقتی یک متن تاریخی و ادبی به صورت قصه درآمده و قصه به صورت سناریو سینمایی نوشته می‌شود و عوامل تولیدی آن را می‌پسندند و سیستم ناظر و مدیریتی آن را تأیید می‌کنند و مابقی عوامل تولید آن را به صورت یک اثر هنری درمی‌آورند و مخاطبان هم آن را می‌بینند و می‌پسندند و آن را یکی از منابع ارجاعی‌شان قرار می‌دهند و ... و در نهایت، متن و فیلم در شرایط مناسبی ارائه می‌شود و در جامعه خوانده و فهمیده می‌شود، آن وقت است که تا حدودی می‌تواند در تعیین سرنوشت، امری مؤثر واقع شود. پس با توجه به نکات اشاره‌شده، خیلی ساده‌انگارانه است که گفته شود اگر در سینمای ایران خشونت و هر نوع امر منفی ظاهر شود، فوری جامعه خشونت‌طلب و منفی‌گرا می‌شود. این‌طور‌ها نیست. آن‌قدرها که تصور می‌شود سینمای ایران، می‌گویم به طور خاص سینمای ایران، بر جامعه اثرگذار نبوده و نیست.

اینکه می‌گویم اثرگذار نبوده است به معنای بی‌اهمیت یا کم‌اهمیت‌کردن سینمای ایران نیست. سینمای ایران بسیار مهم است و در گذشته اثرات مهمی داشته است. این اثرات این‌گونه نبوده است که اثری تولید شده باشد و بر اساس این اثر، تحولی و تغییری یا آسیبی بر جامعه وارد کرده باشند. بعضی از آثار سینمایی کشور در فرایندی طولانی توانسته‌اند بازنمایی‌کننده بعضی از حوادث و وقایع کشور باشند.

نوگرایی و دنیاطلبی دو جهت عمده سینمای ایران بوده و هست. این دو صفت و جهتِ مسلط بر سینمای ایران در جامعه هم جاری است. سؤال این است که آیا این جهت را سینما در ایران تولید کرده است یا اینکه بسیاری از عوامل و نهادها و مؤسسات هم این دو جهت را پی گرفته‌اند و در نهایت، جامعه ایرانی، نوگرا و دنیاطلب شده است. بلکه همه با هم این راه را طی کرده‌اند و جهت‌ها را سامان داده‌اند. مشکل سینما این است که به واسطه همه دیده می‌شود و به واسطه همه قضاوت می‌شود. هرکسی که از مسیر خانه به محل کار و مدرسه و بازار در حرکت است پرده سینما را می‌بیند و تصویری کلی از فیلم را مشاهده می‌کند یا اینکه در معرض تبلیغ فیلم قرار دارد. بعضی از افراد و گروه‌های اجتماعی از طریق رسانه‌ها و نهادها و مؤسسات دیگر با جهت کلی فیلم یا فیلم‌های موجود آشنا می‌شوند. این اطلاع، منبع مهم قضاوتی درباره مسائل برای آنها می‌شود. شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که گویی سینمای ایران منشأ بداخلاقی یا خوش‌اخلاقی یا شکل‌گیری تفکر توسعه‌ای یا ضد توسعه‌ای است. این‌طور نیست. خیلی‌ها و خیلی از امور و نهادها و سازمان‌ها در ظهور این وضعیت نقش دارند. سینمای بدبخت در ایران آخرین پرده اجتماع است و کل شرایط را نمایندگی می‌کند. در سینما این امور بهتر و روشن‌تر دیده می‌شود. این به معنای تعیین‌کنندگی سینما نیست.

ادامه گفتگو در نسخه مكتوب مطالعه فرمائيد.

ارسال نظرات