سینمای اجتماعی  در گفت وگوی  روبه‌رو  با مجید برزگر، کارگردان و منتقد سینمایی

با خسته شدن بیضایی و تقوایی فیلم‌سازی‌آسان شد

08 آبان 1395
رو ب‌ رو -

در سینمای ما خودی‌ها می‌توانند حرف سیاسی بزنند و بقیه نه!

مسئولیت اجتماعی در میان کارگردانان کم‌رنگ شده ‌است

مسئله مهم چه گفتن نیست، چگونه گفتن است

سینمای اجتماعی ،گریزی از سیاه‌نمایی ندارد

 الهه اسلامی . خبرنگار: راز ماندگاری یک اثر اجتماعی در سینما چیست؟ از نظر مجید برزگر سازنده فیلم «پرویز» توضیح مکاشفه آمیز بودن یا نبودن فیلم‌های اجتماعی کار ساده‌ای نیست، در عین حال همه با دیدن یک فیلم اجتماعی متوجه می‌شوند که آیا تحلیلی پشت ماجرا وجود داشته است یا نه. در ابتدای مصاحبه و در انتها خوش‌بین به شرایط بود، می‌گفت اوضاع سینمای اجتماعی چندان هم بد نیست. ولی نتوانست این جمله را نگوید که «بیشتر فیلم‌های اجتماعی که در این سال‌ها ساخته شدند پس از اکران به فراموشی سپرده شدند. درست مثل ترقه‌ای که با صدای مهیبش خود حواس همه مردم را به خود جلب می‌کند اما بعد همه راه خودشان را می‌روند.» در واکاوی شرایط کنونی هم در استفاده‌کردن از واژه بی‌آرمانی در مورد فیلم‌سازان نسل جدید تردید داشت. با این حال با نگرانی گفت «نوعی هیاهوی سطحی و زرد جای تعهد را گرفته است».

 

آقای برزگر نام سینمای اجتماعی نام گسترده و در عین حال جذابی است. اما آنچه که همواره در این باره مناقشه‌انگیز بوده این است که آیا یک فیلم اجتماعی باید روایتگر وقایع موجود باشد یا باید عمق بیشتری پیدا کرده و زوایای پنهان اجتماع را پیش از سایر مردم بشناسد و به نمایش بگذارد. به نظر شما وظیفه سینمای اجتماعی چیست؟

به نظرم، سینمای اجتماعی به طور کلی می‌تواند دارای دو کارکرد باشد، یکی اینکه به عنوان یک مدیوم در ثبت و ضبط وقایع دوران خود مؤثر و حاضر باشد و هم در شکل متعالی‌ترش شاید می‌تواند به کشف بینجامد به طوری که مثلا وقایع و رخداد‌های سال‌های آینده را پیش‌بینی کند و در این بخش دوم است که می‌توانیم برای سینما ساحت روشنفکرانه‌ای متصور باشیم و بگوییم که سینماگر می‌تواند با شاخک‌های حساس خود چیزهایی را زودتر حس کند و هشدار دهد، به سایرین یادآوری کند و زنگ خطر را به صدا درآورد، ما همیشه از هر دو دسته فیلم داشته‌ایم.

در جامعه ملتهب امروزِ ما اتفاقاتی می‌افتد و شتابِ رویدادها _ چنان که می دانید- بسیار زیاد است. گروه اول فیلم‌های اجتماعی به این صورت ساخته می‌شوند که مثلا امروز اتفاقی اجتماعی و تأثیرگذار رخ می‌دهد و همه شهر از آن با خبر می‌شوند. من به عنوان فیلمساز اگر بخواهم درباره این موضوع فیلمی تولید کنم حداقل یک سال بعد- با احتساب طراحی ایده و نوشتن و طراحی تولید و تأمین بودجه و از همه سخت‌تر گرفتن مجوز و چه چه- موفق به نمایش آن می‌شوم، یعنی زمانی که مردم دیگر موضوع را فراموش کرده‌اند. اهمیت فیلم‌ساختن درباره موضوعی که فراموش می‌شود مبتنی بر نوعی رسالت فیلمسازی است که ثبت وقایع را برای جلوگیری از فراموش‌شدن آن با‌ارزش تلقی می‌کند. البته نمایش مکرر فیلمی که هنرمندانه به ثبت وقایع روز پرداخته و به مردم و آدم‌های فیلمش اجازه حرف زدن داده است، می‌تواند تأثیرگذار باشد. یا مردم خودشان را در شخصیت‌های فیلم می‌بینند و سعی می‌کنند خودشان را اصلاح کنند، یا اینکه متولیان متوجه می‌شوند که می‌توانند مشکلی را برطرف کنند.

اما مرور وقایع روز در روزنامه‌ها هم اتفاق می‌افتد. بر این اساس آیا می‌توانیم بگوییم آنچه که باید در سینمای اجتماعی رخ دهد، بخش دوم است، یعنی کشف زوایای پنهان مسائل اجتماعی که معمولا مغفول می‌ماند؟

بله همین طور است، شاید برای مثال، بسیاری فیلم پرویز را یک فیلم اجتماعی ندانند ولی برای من آنچه که دستمایه نوشتن فیلمنامه و ساختن پرویز شد، روابط سرد و بی‌تفاوتی در شهر شلوغی مثل تهران یا خشونت پنهان موجود در شهر بود. به همین دلیل قصد من از ساخت فیلم پرویز این بود که می‌خواستم درباره این روابط سرد و خشونت پنهان هشدار بدهم. ماجرای ساخت پرویز برای من اینگونه بود که پشت ظاهرا شهر شلوغی مثل تهران که همه در ظاهر به هم لبخند می‌زنند، عدم ارتباطی را می‌دیدم که همه ما باز به طور مثال در نزاع‌های خونین خیابانی می‌بینیم. به همین دلیل هم معتقدم سینمای اجتماعی به این معنا گریزی از سیاه‌نمایی ندارد. من معنای اتهام سیاه‌نمایی را نمی‌فهمم اما مشخصا در این گفت‌وگو از آن استفاده می‌کنم برای اینکه بگویم فیلم‌های اجتماعی موظف هستند به بخشی از تاریکی‌ها نور بتاباند با هدف تصحیح آن. 

 اکثر فیلم‌هایی که با عنوان سینمای اجتماعی ساخته و اکران می‌شوند، مبتنی بر کشف نیستند، بلکه در بهترین حالت موفق می‌شوند وقایع پیرامون را مرور کنند.

البته من معتقدم اگر در مقیاس تاریخ سینمای خودمان و بررسی جریانِ جدی روشنفکری سینمایی به فیلم‌هایی که ساخته شده‌اند نگاه کنیم به طور کلی اوضاع چندان بد نیست. به عنوان مثال در دهه 40 یا 60 که از نظر فرهنگی پویا بودند سالی دو الی سه فیلم خوب ساخته می‌شد و به نظر من الان هم همینطور است، یعنی هنوز هم 10 درصد از فیلم‌هایی که ساخته می‌شوند فیلم‌های قابل تأمل و روشنگرانه ای هستند.

ادامه گفتگو در نسخه مكتوب مطالعه فرمائيد.

ارسال نظرات