امپراتوری بیچارگان در‌فرحزاد

06 آذر 1395
پرسه در شهر به دنبال مافیای خرید و فروش کودکان
رو ب‌ رو -

اخبار فروش کودکان مدتی است که سر از رسانه‌های ایران درآورده است و هرازچندگاهی گزارش‌هایی دراین‌زمینه منتشر می‌شود. مرکزِ این خرید‌و‌فروش‌ها نیز مناطقی است که افراد آسیب‌دیده اجتماعی در آنجا ساکن هستند: منطقه شوش، محله هرندی و دره‌ای در شمال‌غرب شهر تهران به نام فرحزاد. برای بررسی این موضوع عازم دره فرحزاد می‌شویم تا بتوانیم اطلاعات مستندی دراین‌باره به‌دست آوریم. در سمت راست این دره که به‌واسطه عبور رودخانه فرحزاد از وسط آن، یکی از مناطق سرسبز و خوش‌‌آب‌و‌هوای تهران به‌شمار می‌آید، بزرگراه یادگار امام قرار دارد و جاده‌ای به نام آبشار دو سمت این دره را به هم وصل می‌کند. اگرچه دو طرف این خیابان را باغ‌رستوران، سفرخانه و کافه‌ها قرق کرده‌اند؛ اما هرچه از جاده آبشار فاصله می‌گیریم، بخش‌های طبیعی و دست‌نخورده این دره بیشتر نمایان می‌شوند. خیابانِ دوطرفه آبشار شلوغ است و دادزن‌ها از هر شیوه‌ای استفاده می‌کنند تا سرنشین‌های اکثرا جوان خودروها را به رستوان و کافه خود بکشانند. در سمت شرقی این جاده و با راهنمایی یک پارکبان، از جاده اصلی خارج می‌شوم تا به محل اصلی معتادان ساکن در این دره برسیم. جاده‌ای خاکی و تاریک به طول تقریبی ۲۰۰ متر را باید طی کنی تا به اولین خانه‌ها برسی. در بدو ورود، سگی آرام و بی‌سر‌و‌صدا در حال حرکت است. کمی جلوتر نوری از پایین به سمت ما نشانه می‌رود که با دنبال‌کردن آن، توده‌ای از انسان‌ها دور شعله‌های آتش و فردی ایستاده با چراغ‌قوه‌ای در دست دیده ‌می‌شود؛ تصویری که بیشتر به صحنه‌ای از فیلم می‌ماند تا واقعیت. بی ‌هیچ حرفی مسیر را ادامه می‌دهم و نور چراغ دوباره به سمت ما می‌آید و دیگر تکرار نمی‌شود. مسیر را ادامه می‌دهیم و توده انسان‌ها که در گروه‌های هفت، هشت  نفره دور آتش نشسته‌اند نیز ادامه پیدا می‌کند.

ارسال نظرات