بیدادِ  بچه‌فروشی

06 آذر 1395
بررسی تجارتی که مسئولان آن را نه تأیید می‌کنند و نه تکذیب
رو ب‌ رو -

«ما هیچ اطلاعی نداریم؛ اگر هم اطلاعاتی وجود داشته باشد محرمانه است؛ نباید به این موضوع دامن زد؛ بهتر است اگر چنین مشکلی هم وجود دارد در خفا حل شود ...». اینها پاسخ‌هایی است که برخی مسئولان به سؤال‌های خبرنگار «روبه‌رو» درباره خریدوفروش کودکان در تهران می‌دهند؛ پاسخ‌هایی ابهام‌آمیز که نه خبرهای خرید صد هزار تومانی کودکان را در تهران تأیید می‌کند و نه تکذیب؛ ماجرایی که از تابستان سال گذشته، در یک نشست خبری از سوی فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، بر سر زبان‌ها افتاد. فاطمه دانشور اعلام کرد که حالا دیگر در مراکز آسیب شهر، کودکان نوزادی که درد خماری را از نطفه حس می‌کنند به قیمت صد هزار تومان به فروش می‌رسند؛ اما این تمام ماجرا نبود. داستانی که فاطمه دانشور چند ماهی است راوی آن شده است، موضوعی قدیمی ‌در برخی از بیمارستان‌های این شهر است. مرجان، پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران، می‌گوید: «دلالان و واسطه‌ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع به دنیا می‌آیند، اقدام به خریدوفروش آنان می‌کنند». او با بیان اینکه این اتفاق در بیمارستان‌های دولتی و بزرگ و بیمارستان‌هایی که زایشگاه دارند، بیشتر رخ می‌دهد، می‌گوید: «در این بیمارستان‌ها به دلیل بالاتربودن تعداد نوزادان متولدشده در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی و کوچک، شناسایی افراد سخت‌تر است که این امر، مهم‌ترین دلیل بالاتربودن آمار خریدوفروش نوزادان متولدشده در مراکز دولتی است». مسئله‌ای که بلافاصله از سوی نیروی انتظامی ‌تکذیب شد. در خبرهای تأییدنشده می‌شد این جمله‌ها را شنید که آش به این شوری‌ها هم نیست؛ اما کفش و کلاه کردن خبرنگاران و رفتن به بیمارستان‌هایی مانند مهدیه و اکبرآبادی تهران در همان روزهای پرالتهاب نشان می‌داد که از قضا آش بسیار شورتر از آنی است که دانشور خبر داده است.

کودکانی که در توالت پارک حقانی نطفه‌شان بسته می‌شد، در بیشتر مواقع یا معتاد بودند یا خونشان آلوده به ویروس ایدز بود. نوزادان رنگ‌پریده‌ای که در بیمارستان، مجهول‌الهویه بودند و مادر حتی حاضر نبود برای دقایقی آنها را به زیر پستان بگیرد. از آن طرف، جدا از واسطه‌ها و گروه‌هایی که گدایان تهران را ساماندهی می‌کردند، بودند مادران و پدران جوانی که سال‌ها در آتشِ داشتن فرزند، سوخته و نتوانسته بودند از سد بهزیستی بگذرند. آنها برای آنکه بتوانند زخم خود را التیام بخشند، به دروازه غار آمده بودند و کودکان معتاد بخوری این خیابان را با قیمتی از 100 هزار تا پنج میلیون تومان خریده بودند.

ارسال نظرات