رابطه دیرینه فتح‌الله گولن و اردوغان چطور به خصومت تبدیل شد

از گرمابه و گلستان تا دشمنی پیدا و پنهان

30 مرداد 1395
رو ب‌ رو -

ترکیه کشور قدرتمندی در خاورمیانه است. هیچ‌کسی منکر این امر نیست؛ اما این دلیل نمی‌شود که چشمانمان را بر جدال قدرت سختی که در عرصه سیاست داخلی این کشور حکم‌فرماست ببندیم. در واقع جدال کمالیست‌های سکولار در ترکیه با اسلام‌گرایان همچنان ادامه دارد. برخی معتقدند این جدال میان آناتولی سنتی و استانبول مدرن است، برخی دیگر آن را جدالِ میان حامیان مساوات حقوق بشر و حامیان نخبه‌گرایی می‌دانند و برخی دیگر نیز می‌گویند این جدال، جدالی است که از پسِ خیزش دموکراسی در مقابل تمامیت‌خواهی، برمی‌خیزد. هرچه هست و نیست، هدف این جدال کاملا آشکار و روشن است: رسیدن به قدرت. درباره ترکیه بسیار صحبت شده است؛ درباره به چالش کشیده‌شدن بنیان‌های سکولار ترکیه مدرن از سوی جنبش‌های اسلام‌گرا؛ اما در همه این سخنان و تحلیل‌ها به یک چیز کمتر پرداخته شده و آن، نوع جدالی است که در ترکیه در جریان است. تاکنون به این موضوع پرداخته نشده است که این جدال‌های داخلی، نخواهد توانست بحران هویت را در ترکیه حل کند. دراین‌میان نیز توجه به جغرافیای سیاسی ترکیه بسیار مهم است. ترکیه نیمه‌اروپایی و نیمه‌مدیترانه‌ای و نیمه‌خاورمیانه‌ای است و هدف همه این جدال‌ها این است که مشخص کند ترکیه در سال‌های آینده قرار است چه مسیری را در پیش بگیرد.

ریشه جدال قدرت در جغرافیای سیاسی
واقعیت این است که ترکیه از لحاظ جغرافیایی در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار گرفته است و چندین موضع ژئواستراتژیک را در اختیار دارد. این کشور در میانه آسیا و اروپا واقع شده و به منزله پلی بین دریای سیاه و مدیترانه است. تنگه بسفر و خلیج داردانل در اختیار ترکیه است و همین دو آبراه کافی است که این کشور را قادر کند تا بر یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های تجاری و نظامی ‌جهان حکمرانی کند. اگرچه این موقعیت استراتژیک برای این کشور یک موهبت محسوب می‌شود؛ اما ترکیه در همه شرایط نمی‌تواند آن‌طورکه باید و شاید از این موقعیت استفاده کند.
...

برای خواندن ادامه این یادداشت لطفا نسخه مکتوب را تهیه و مطالعه فرمائید.

ارسال نظرات