بوروکراتیزه‌کردن  نخبگی

06 آذر 1395
بنیاد نخبگان به رسمیت شناختن منطق نا‌کارآمد دانشگاه در شناسایی و تربیت نخبگان است
رو ب‌ رو -

 بوروکراتیزه‌کردن نخبگی و گره‌زدن مفهوم نخبه با «چک‌لیستی» از خصیصه‌ها و ویژگی‌ها، که می‌باید درون ساختارِ ناکارآمد دانشگاه به تأیید برسد، معضلی مهم است که از ابتدای تشکیل بنیاد نخبگان تاکنون، گریبان نخبگی را گرفته است.

آنچه باید به آن توجه کرد فهم نخبگی در گفتمانِ رایج این روزهای کشور است. گفتمانِ رایج شکلی است از مدیریتِ بحرانی بحران‌زده که نه‌تنها بحران را کنترل نمی‌کند که خود بدل به چشمۀ جوشان بحران می‌شود. مدرنیتۀ ایرانی از 150 سال گذشته تاکنون در هر مواجهه‌ای که با پدیده‌های جدید دارد، شکلی از مدیریت، مهندسی، برخورد حقوقی و قانونی و ... را در پیش می‌گیرد و بلافاصله با مشاهدۀ یک پدیدۀ جدیدْ بنیاد، ستاد، نهاد و ... برای آن خلق می‌کند و با بوروکراتیزه‌کردن آن پدیده، شیرِ بی‌یال و دم اشکمی می‌سازد که به بحران دامن می‌زند.

تعریف نخبگی و برآمدن مضمون نخبگی بعد از مهاجرت‌های گستردۀ متخصصان و افراد پرمهارت و بامهارت و با استعداد، بدل به مسئله شد. این پرسش که چه باید کرد تا نخبگان در کشور باقی بمانند فقط یک پاسخ داشت و آن هم تأسیس یک نهاد بود که دقیقا در همان منطقی عمل می‌کرد که نهادهای دیگر؛ و مسئلۀ اساسی اینجا بود که عملکرد نهادی بدکارکرد یکی از دلایل عمدۀ مهاجرت نخبگان محسوب می‌شود و تناقض شکننده دقیقا بر این نقطه رخ داد که نهادی با همان منطق تأسیس شد تا نخبگان را شناسایی و به‌اصطلاح حمایت کند؛ اما دقیقا در همان گردابی گیر افتاد که نهادهای دیگر گیر افتاده بودند؛ یعنی بارکردن بخش‌نامه و اساسنامه و ستاد و انبوهی قاعده بر بدن و روانِ کسانی که قرار بود حفظ و توانمند شوند.

ارسال نظرات