مهدی محمدی، عضو سابق شورای عالی امنیت ملی، در گفت‌و‌گو با رو‌به‌رو

ایران و مقاومت، ارتشی چند ملیتی دارند

08 آبان 1395
رو ب‌ رو -

اسرائیل در حال سودبردن از وضعیت خاور میانه است

راهبرد ایران تاکنون این بوده است که عمق استراتژیک خود را با محوریت نیروی قدس توسعه دهد

حضور روسیه در این جنگ، مستقیما محصول احترامی است که نزد پوتین برای سردار سلیمانی و ایران ایجاد شده است

خط مقدم غرب، خط مقدم شرق، شاهرگ خاورمیانه؛ سوریه تبدیل به میدان تسویه‌حساب قدرت‌ها شده است و هر جبهه‌ای سخت تلاش می‌کند تا نوار مرزهایش را در این کشور پررنگ کند. هرکس که به نوعی دست‌اندرکار سیاست است، خوانش خود را از این جنگ ارائه می‌کند. مهدی محمدی، عضو سابق شورای امنیت ملی و سخنگوی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای سعید جلیلی در دولت احمدی‌نژاد است. دولت حسن روحانی را در تفکیک مفاهیم جنگ و دیپلماسی از هم ناتوان می‌داند و می‌گوید تکلیف سوریه را باید روی زمین مشخص کرد. پاسخ‌های مکتوب محمدی به سؤال‌های «روبه‌رو» در ادامه آمده است.

 «عمق استراتژیک ایران» در حال حاضر شامل کدام مناطق در خاورمیانه است و با توجه به شرایط منطقه، موفقیت در این راهبرد نیازمند چه نوع فعالیت‌هایی است؟

در ادبیات استراتژیک، عمق استراتژیک به فاصله خط مقدم نبرد با مرکزیت حکومت اطلاق می‌شود. با این تعریف، عمق استراتژیک ایران را نبردهایی تعیین می‌کند که به نوعی به امنیت نظام و کشور مرتبط است و در عین حال ایران در آن مشارکت فعال دارد. با این تعریف، عمق استراتژیک ایران، اکنون جغرافیای وسیعی از مرزهای شرقی افغانستان تا کرانه مدیترانه را در بر می‌گیرد. راهبرد، ایران تاکنون این بوده است که عمق استراتژیک خود را با محوریت نیروی قدس توسعه دهد. در میانه منطقه‌ای به شدت ناامن با آینده نامطمئن و پیش‌بینی‌ناپذیر، این راهبرد ایران را به جزیره ثبات و صادرکننده امنیت بدل کرده است. با توجه به شرایط منطقه، مهم‌ترین کار ما این است که عمق استراتژیک خود را توسعه بدهیم، ناامنی را از مرزهای خود دور نگه داریم، ائتلاف‌های قدرتمند در جبهه‌های درگیری ایجاد کنیم و از طولانی‌شدن و فرسایش نبردها جلوگیری کنیم.

در آغاز بحران در سوریه، اعتراضات به دست حکومت سرکوب شد. بسیاری معتقدند این برخورد زمینه‌ساز آغاز جنگ در این کشور است. موضع ایران در یک سال نخست بحران چه بود و چقدر این موضع در سوریه اجرائی شد؟

بعید نیست دولت سوریه در ابتدای ماجرا خطاهایی در مدیریت اعتراضات داشته باشد؛ اما این موضوع بسیار حاشیه‌ای و بلکه بی‌اهمیت است. آغاز بحران در سوریه از زمانی بود که این کشور بدل به صحنه درگیری‌های بسیار پیچیده میان بازیگران مختلف بین‌المللی شد. ارزیابی سازمان سیا اکنون این است که در سوریه بیش از شش جنگ وجود دارد که حتی یکی از آنها هم جنگ میان دولت سوریه و مردمش نیست؛ جنگ میان کردها و ترکیه، جنگ میان النصره و دولت، جنگ میان داعش و دولت، جنگ میان بخشی از کردها و دولت، جنگ میان النصره و داعش، جنگ میان ارتش آزاد و سایر گروه‌های معارض و جنگ میان کردها و داعش. این وضعیتی نیست که دولت سوریه آن را به وجود آورده باشد. علت بسیار مهمش هم این است که از همان ابتدای بحران، لااقل بیش از دو بار، به طور مستقیم به اسد پیغام داده شد که اگر دست از ائتلاف با ایران بردارد و کریدور تدارک حزب‌الله را قطع کند، بحران خاتمه خواهد یافت. اگر بحران واقعا جنبه مردمی داشت، هیچ طرف خارجی ازجمله آمریکا و سعودی نمی‌توانستند قول خاتمه آن را به اسد بدهند.

غرب انتقادهای فراوانی به حمایت تهران از بشار اسد وارد می‌کند. به چه دلایلی راهبرد حمایت مطلق از اسد قابل دفاع است؟

ایران مسئله اصلی -یا یکی از اصلی‌ترین مسائل- را این می‌داند که اسد، خط مقدم درگیری با تکفیری‌گری عنان‌گسیخته‌ای است که اگر مهار نشود کل منطقه را برای چیزی بیش از سه دهه در یک ناامنی غیرقابل مهار فرو خواهد برد. یک لحظه فکر کنید، اگر داعش موفق می‌شد که در حد فاصل موصل تا رقه، حکومت خود را تشکیل بدهد و مثلا برای یک دهه حکومت کند. آن وقت یک نسل تروریست در این منطقه پرورش داده می‌شد که اگر کل ارتش‌های جهان هم بسیج می‌شدند، نمی‌توانستند آن را مهار کنند. حرف‌های زیادی می‌شود زد، ولی از دید من ایران با حمایت از اسد جلوی مخوف‌ترین ناامنی تاریخ را گرفته است. امروز همه تحلیل‌های اطلاعاتی در غرب اذعان دارد که شخص بشار اسد در سوریه و حشد الشعبی در عراق، اصلی‌ترین بازیگرانی هستند که ائتلاف داعش و القاعده را مهار کرده‌اند.

 چرا باید در دمشق و حلب بجنگیم؟

به جز دلیلی که در پاسخ به سؤال قبل گفتم، دلیل دیگر این است که اساسا راهی جز جنگ و راه‌حل نظامی برای مقابله با تکفیری‌ها وجود ندارد. راه‌حل سیاسی دارای شانس موفقیت بسیار کمی است، چون هیچ طرفی وجود ندارد که روی همه گروه‌های معارض سلطه داشته باشد. تکلیف را باید روی زمین مشخص کرد. محاصره موفق حلب هم نشان می‌دهد گزینه نظامی شانس دارد.

 آیا نبرد در سوریه نوعی جنگ پیشگیرانه است؟

می‌توان این جنگ را پیشگیرانه هم نامید. اگر ایران این منازعه را به حال خود رها کند، باید به‌زودی در مرزهای خود میزبان داعش باشد، چنانکه که یک‌ بار داعش تا خانقین در ۴۰ کیلومتری مرزهای ایران پیشروی کرد؛ بنابراین ایران از تشکیل یک کشور تروریستی در مرزهای خود پیشگیری کرده است. علاوه بر این، تیم جدید حاکم بر سعودی، ایران را به عنوان اصلی‌ترین حریف امنیت ملی خود شناسایی و همه عناصر قدرت ملی خود را برای مقابله با ایران بسیج کرده است. اکنون در سوریه یک جنگ نیابتی میان ایران و سعودی در جریان است که می‌توانست- و هنوز هم می‌تواند- بدل به یک جنگ مستقیم شود. نکته دیگر این است که ایران از متحدان خود در عراق و سوریه صیانت کرده است. همچنین همه می‌دانند سردار سلیمانی بود که پوتین را به مداخله در سوریه راضی کرد. ایران با این اقدام بدل به یک بازیگر قابل اعتماد و راهبردی در منطقه شده و توانسته ائتلاف‌هایی خلق کند که در موضوعات دیگر نیز مانع از فشار غرب به ایران خواهد شد.

ادامه گفتگو را در نسخه مكتوب مطالعه فرمائيد. 

ارسال نظرات